آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
237
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
ميشد . چنين به نظر ميرسد ، كه در اواخر عهد ساسانى آتش آذران آتش دهكدههاى كوچك و آتش وهرام از آن نقاط بزرگتر بود « 1 » . تفصيلى در باب مراسم « نيايش آتش » مخلوط به چند قصه در سوذگر ، كه يكى از نسكهاى اوستاى ساسانى است ، مسطور است « 2 » . آتشكده پر از بوى كندر و ساير مواد معطره بود . يكنفر روحانى براى اينكه از نفس خود آتش را نيالايد ، دهانبندى ، كه به زبان اوستايى بىتىدان « 3 » ( پنام ) گويند بسته و آتش را با قطعات چوبى ، كه با مراسم مذهبى تطهير شده بود ، مشتعل نگاهميداشت اين چوب غالبا از نباتى موسوم به هذاى اىپتا « 4 » بود . بارى آن روحانى دم بدم بوسيله دسته چوبى ، كه برسم « 5 » ( برسم ) ميخواندند و مطابق آداب خاص بريده و تهيه ميشد ، آتش را بهم ميزد و مشتعل ميكرد و ادعيه معينى را زمزمه ميكرد . سپس روحانيون هوم « 6 » نثار ميكردند ؛ در اثناى تلاوت ادعيه مقدسه يا سرودن قسمتهاى اوستا ، روحانيون شاخه نبات هوم را پس از تطهير در هاون ميكوبيدند . اجراى اين امر مستلزم تشريفاتى طولانى و پيچيده بود ، كه بايستى دقيقا مطابق دستور العمل انجام شود ؛ بعد از تهيه هوم ، آن را نثار ميكردند . زلوتر « 7 » بعضى از متون اوستا را با تشريفات گوناگون و با استعمال برسم تلاوت مىنمود . هر يك از هفت نفر رتو « 8 » ، كه معاونين او بودند ، وظيفه خاصى داشتند ، يكى از آنها موسوم به هاونان « 9 » هوم
--> ( 1 ) - راجع به اين آتشها و عاداتى كه طبق آنها آتشخانه به آتش آذران و آتش آذران به آتش بهرام برده ميشد ر ك تاواديا در آرشيو علم اديان Relig ionswissenschaft Archiv fur 36 ، ص 265 و بعد و نيز مقايسه شود با بنونيست ؛ ورتر و ورثرغن ( پاريس 1934 ) ، ص 39 و 72 . ( 2 ) - دينكرد كتاب 9 ، فصل . 12 ( 3 ) - paitidana ( 4 ) - Hadhanaepata ( 5 ) - Baresma ( 6 ) - Haoma ( 7 ) - Zaotar ( 8 ) - Ratu ( 9 ) - Havanen